ماجرای تمام نشدنی من و پایان نامه

گاهی وقت ها  به سرم میزنه بی خیال همه چیز بشم و ول کنم این جریان کش دار رو

 خسته ام کرده و اصلا جلو نمیره

 هیچ انگیزه و دلخوشی  برای تموم کردنش ندارم

 دوسش ندارم خودمم دوست ندارم

 ولی من تنها نیستم خیلیا منتظرن تا دفاع پایا نامه منو ببینن

 من براشون الگو و اسطوره امممم که با همه سختیایی که کشیده و میکشه هیچ

وقت  نگذاشته که از بقیه عقب بیفته

 دوست ندارم سر هم بندی کنم دوست ندارم از جاهای دیگه

برداشت کنم

 دوست دارم کار خوب تحویل بدم ولی ذهنم قفل کرده و یخ زده نمیتونم بنویسم

 روزی صدبار فایل پایان نامه رو باز میکنم و میبندم اصلا رغبتی بهش ندارم یه چیز تو 

ذهنم مثل پتک میکوبه : خسته ام

 

/ 3 نظر / 12 بازدید
زینب

سلام عزیزم. بی نام و نشونی ولی حست برام غریب نیست. کامل قابل درکه. نمی دونم چی بگم که حستو تازه کنه. از خدا می خوام خدا خودش سرزنده ات کنه[گل]

بی نشان

غصه نخور این خاصیت همه پایان نامه هاست. ما هم این روزا رو داشتیم. نمی دونم چرا خیلی تو کار پایان نامه گره می افته

محک دل

[لبخند]