درپی بهار

 میگویند سالی که نکوست از بهارش پیداست

خدایا !

بهار  دلم را برسان که از زمستان سرد و تنهایی و تاریکی  عجیب به تنگ آمده

چشم انتظار گرمای دستانت هستم تا دلم راجان دوباره بدهی

-------

دلم را شکستی رفیق

صدای شکستنش در سکوت و سیاهی شب  غریدند و باران بارید.....

/ 3 نظر / 13 بازدید
مريم مامان آريا

اميدوارم به وصال بهاري كه مي گي برسي و باز اميدوارم صلاح تو نيز در اون باشه ولي انتظار كلاً سخته

زینب

تو خود گفتی که در قلب شکسته جای داری شکـــسته قلب من جانا به عهد خود وفـا کن [گل]

محک دل

[گل]