نجف

ایوان عجب نجف عجب صفایی دارد

                                  حیدر بنگر چه بارگاهی دارد

رسیدیم نجف باورم نبود که من اینجام من و نجف؟ زیارت اول سنگین وسخت بود انگار

دلم حاضر نبود میترسیدم وارد حرم که شدم نرفتم جلو از ویلچرم پیاده شدم و تو قسمت

بیرونی حرم ایستادم جوری که ضریح ببینم شلوغ بود اما من پای رفتن نداشتم فقط نگاه

بودم همه جسمم شده بود چشم . غرق زیبایی بودم که یه شرطه با یه چهره مهربون

اومد به عربی گفت؟زائر؟؟

گویا حالم فهمیده بود با دست اشاره کرد بیا جلوم . راه رو برام باز کرد و بردتم تا خود خود

ضریح.

زیارت آخر  و وداعم جان کندن بود.........

نمیدانم علی چه دارد که پسرک برادرم با همه کودکیش ساعتی زیر ایوان نجف در

قنوتش هق هق میکرد و همه را به گریه انداخت صفای روحش

 حالا من امشب دلم رو دادم دست عزیزی تا لابلای نفس گرمش و مداحیش برای

مولاش برای پدرش دلم رو گره بزنه به مشبک های ضریح یا بزاره گوشه ایوان نجف...

 

رفیق عزیزم که دل به دلت دادم: امشب حاجت مشترکمون رو از جد بزرگت بگیر. 

مولای خوبم ! امشب تولدم  بود و من یکسال بزرگتر شدم امشب هدیه  تولد

می خوام ازتون... انتظار زیادی هدیه  ی تولد خواستن یه دختر از پدرش؟؟؟

شب قدر و شب شهادت مولا

 من کجام؟ خیلی وقته خودم رو گم کردم  امشب از این منجلاب نفس، این تلاطم،

بلاتکلیفی و راه گم کردن نجاتم بده بحق گریه های امشب زینب تا بیشتر از این دل

از پدر  مهربانترم مولام  امامم رو نشکنم

شرمندگی آورده ام و دست خالیم را

/ 3 نظر / 20 بازدید
برده ولی آزاد

تقدیم شما از هرآنچه خوبیست[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] امید که فردایی نو بسازید از گذشته ای که گذشته است [گل]

♥قوی عــاشق♥

سلام خانمی حدود یه ماه تو وب جدیدم هستم ببخشید که دیر متوجه شدم اکثر دوستان بی خبرن. خوشحال میشم تو وب جدید و در ختم های جمعی که گذاشتم شرکت کنید منتظر حضور گرمتون هستم خانمی

♥قوی عــاشق♥

سلام خانمی اولا ممنونم که شرکت کردین گلکم بعد زیارت زیباتون مقبول خدای مهربون اونم با تاخیر ان شاء الله بهترین ایام و روزگار رو داشته باشین خانمی و حاجت روا بشین گلکم سپردمتون بخدای مهربونمون که بهترین ها رو براتون رقم بزنه گلکم.