یه گوشه دنج

چشام از بس باریدن خسته شدن  حالم بده،  بد برای یه دیقمه

 میترسم از خودم، از چیزایی که دوسشون دارم و داره از بین میره تو این

 فشار و سختی

میترسم  از خدا ؛ از خودم؛ از اعتقاداتم.........

خدایا نزار  بیشتر ازاین.......

من خوب خوب میدونم که بد بدم اما حساب خدایی تو با ما زمینیا فرق داره اوس کریم

خدا میشه بغلم کنی !!!!!!

---------

اینجا رو ساختم که راحت حرف بزنم ولی افاقه نکرد دل عادت کرده به سکوت و دستم به نوشتن نمیره گرچه کسی از این دور وبرا رد نمیشه مثل خودم تنهاست این  دفتر مجازی

 

/ 3 نظر / 13 بازدید
محک دل

چی شده آخه خانمم[گریه]چه میکنی با خودت

قاسمی فر

سلام عیدتان مبارک... هم اینکه نگرانی دارید خدایش جای شکر دارد... یعنی خدا دوستتان دارد و می داند جوهره ی خوبی را دارید که اینطور احساسی دارید... و الله علیم... راست می گویید خیلی من هم گاهی اینطورم مثلاً همین پست را که شما نظر دادید کلی ویرایش کردم... سکوت بهرتین ارمغان است و اجرش هم بهتر است... التماس دعا یا زهرا

♥ گُلی ♥

سلام عزیزم .. بعد از کلی گشتن .. بالاخره آدرستون رو یافتم ! اخی .. خب اینم یه جور امتحانه دیگه .. قبول دارم که سخته ..[گل]